حكایت وكالت!
پنجشنبه 14 بهمن 1389
به نام خدا
راستش محتوای این پست را برای چند ماه بعد آماده کرده بودم. اما لازم شد که بخشی از آنچه را آماده کرده بودم اکنون ارسال کنم.
حضرت مختار _رض_ که تنها به هدف والای خود میاندیشید بی آنکه به طعنه دوست و دشمن بهایی دهد به کار خودش ادامه میداد و به هدف والای خود که انتقام خون اباعبدالله الحسین (ع) باشد میاندیشید؛ و تنها گاهی اوقات راز دل برای برخی خواص میشکفت و میگفت: من غیر از خونخواهی حسین بن علی (ع) هدف دیگری ندارم و این مُیسر نمیشود مگر با مبارزه مسلحانه و تاکتیکی با بنیامیه و آل زبیر.
2. چند روز قبل که برای اخذ گواهی اشتغال به تحصیل برای کانون وکلا به دانشکده علوم حدیث رفتم، دوستان، گلهمند شدند که چرا وکالت!؟ تو علوم حدیث خواندهای و باید علوم حدیثی باقی بمانی و وکالت برای افرادی است که ...
من در آن موقع ضمن توضیح کافی برای این عزیزان میگفتم: «برادران عزیز من! شما ظاهراً این وکالت را با وکالت دادگستری اشتباه گرفتهاید. آن وکالتی که مد نظر شما است مستلزم داشتن کارشناسی حقوق و گذراندن دوره خاصی به عنوان کارآموزی و آزمون مهمی به نام اختبار است؛ و آنچه من الآن دنبالش هستم هیچ ارتباطی به آنچه شما به عنوان شغل وکالت میشناسید ندارد! تنها یک تشابه اسمی ساده است! همین». تنها نام هر دو وکالت است!
3. این عزیزان و بزرگواران همگی میدانند من قبل از ورود به دانشکده حضوری علوم حدیث در دانشگاه مفید قم مشغول مطالعه رشته حقوق بودم و برای پاسخ به پرسشهای مهمی که در ذهنم بود و با توجه به کوتاهیهایی که آن موقع از سوی بسیاری (تقریباً همه) آموزشیاران دانشکده مجازی علوم حدیث، رخ میداد رشته حقوق را رها کردم و به دانشکده علوم حدیث آمدم؛ که البته دانشکده علوم حدیث در آن موقع بسیاری از اساتید خوب مانند استاد رحمان ستایش و استاد مسعودی و استاد سید حمید حسینی (در درس کلام) را در مقطع کارشناسی از دست داده بود، اما ما به هر حال توانستیم به بخشی از مراد دل خود برسیم و سوالات را حل کنیم. پس ممکن است همین موضوع (علاقه و تحصیل من در رشته حقوق) باعث شده که در مورد من فکر کنند که به قصد وکالت درس خواندیم و ...! اما اگر کمی دقت کنند میدانند که اگر قصد من وکالت بود خیلی زودتر از اینها میتوانستم به قصد خود برسم و درسم را در دانشگاه مفید قم که به اذعان و صراحت اساتید و دانشجویانی که مرا میشناختند، شخص موفقی در رشته حقوق شوم.
شاید به این خاطر است که من امسال در مقطع ارشد در رشته حقوق ثبت نام کردهام! اما این هم نمیتوانند دلیل خوبی برای ظن ایشان باشد. چرا که بر اساس مقررات وکالت دادگستری، تنها افرادی میتوانند در آزمون وکلا شرکت کنند که کارشناسی «حقوق» یا «فقه و مبانی حقوق» و یا «معادل حوزوی» آن را داشته باشد در حالی که من هیچ یک از آنان را ندارم، و اگر کسی ارشد حقوق بگیرد و کارشناسی غیر حقوق داشته باشد نمیتواند در آزمون کانون وکلا شرکت نماید.
4. با توجه به آنکه رشته حقوق یکی از رشتههای اساسی و مهم در رابطه با علوم انسانی است، و باید افرادی که در این رشته تحصیل میکنند آنقدر خبره باشند که لااقل بتوانند احکام و مسائل مهم حقوقی را از میان احکام شیعه بیرون بکشند چند ماه قبل به ذهنم رسید که برای تحقق این هدف، ما که در دانشکده علوم حدیث تحصیل کردهایم، باید اقدامی بکنیم. حتی یک قدم! چرا که همین یک قدم اگر خالصانه باشد با موفقیت همراه خواهد شد.
حافظ اگر قدم نهی در خاندان به صدق
بدرقه رهت کند همت شحنه نجف
5. دوستان عزیز به این مسئله خوب توجه کنید:
یادم میآید در زمانی که در دانشگاه مفید مشغول تحصیل بودم زمانی که بحث میشد که مرتد را باید کشت یا زنده نگه داشت همه اختلاف میکردیم که بر اساس احکام خداوند باید مرتد را در شرایط خاصی کشت. اما همه (توجه کنید همه!) با ما مخالفت میکردند که خیر! مجازاتها باید بر اساس قانون مدون (دقت کنید قانون مدَون) باشد و چون در قانون راجع به ارتداد حکمی نداریم، حق نداریم مرتد را بکشیم. ما هر قدر داد زدیم که آقا قانون شما ناقص است. حکم مرتد در احکام اسلامی و متون فقهی آمده است. اما آنان بر اساس اصل 169 قانون اساسی حرف خود را تکرار میکردند همچنین بود زمانی که در مورد قباحت چشم چرانی، استراق سمع، استهزاء، غیبت، اجرا نشدن احکام رجم، نبود قانون برای مانع الزکات و ... با ایشان بحث میکردیم.
6. حال شما فرض کنید که به خواست خداوند در همین ایام امام زمان ما ظهور کردهاند و لازم است بر اساس احکام خداوند در زمین حکومت اسلامی برپا نمایند و حالا این احکام را میخواهند اجرا کنند. میدانید چه اتفاقی خواهد افتاد؟
همگی حقوقدانان (بدانید قانوندانان!) با ایشان مخالفت خواهند نمود. حتماً میپرسید چرا!؟ پاسخ این است که این حقوق و بسیاری از قانونهایی که اکنون در کشور جاری است از احکام غربی منتج است. برای اثبات این مسئله کافی است شما به یک کتاب حقوقی دانشگاهها و متون قانون مراجعهای داشته باشد. در نگاه اول خواهید دید که وِرد زبان تمام حقوقدانان! قوانین فرانسه (در مسائل شخصی و مدنی) قوانین بلژیک (در احکام کیفری و جزایی) و قوانین سوییس (در مسائل عمومی و دولتی) و ... است. از طرفی هم در ایران بسیاری از قوانین که به تشخیص علما و فقها با اسلام مغایر است به راحتی تمام به «مجمع تشخیص مصلحت نظام» میرود و آنان هم بعد از جلسه و مذاکره خلاف اسلام! و قانون اساسی را تصویب میکنند (اصل 112 قانون اساسی) و به شکل ضمنی نتیجه میگیرند که احکام اسلام قدیمی شده و خودشان بیشتر از رسول الله_نعوذبالله _ میدانند.
7. حال اینجا از شما سؤال میکنم که:
آیا نباید در این گیرودار کسی بیاید و برای «مقدمه سازی جهت ظهور حجت الهیه (عج)» اقدام بکند؟ آیا ما میتوانیم مدعی وجود حکومت جهانی باشیم بدون اینکه در همین کشور خود بسیاری از احکام الهی را اجرا کنیم؟
آیا اساساً میشود حکومت الهی بدون احکام و اجرای الهی در نظر گرفت؟
آیا صرف اینکه ما در جمهوری اسلامی زندگی میکنیم میتواند مبین این مسئله باشد که تمام احکام اسلام عمل میشود!؟
آیا میتوان قوه قانون گذاری را به دست کسانی که از احکام الهی اطلاعی ندارند قرار داد؟ (ولو با نظارت ثانویه شورای نگهبان و مصلحت نظام)؟
و حال سوال دیگر در این باره که آیا میتوان به کسی که بر اساس اسلام نمیتواند حق را تشخیص دهد و سره را از ناسره باز شناسد بگوییم شما به صِرف گذراندن چند واحد درسی در رشتهای به نام حقوق (بخوانید قانون) بیاید و از حق دفاع کن؟ کسی که نمیتواند حق را تشخیص دهد چگونه میخواهد از آن دفاع کند؟
به نظر شما خواننده محترم آیا در این موقعیت نباید کسانی که تحصیلات اسلامی دارند، مختار وار بیایند و سکان این علم را دست گرفته و احکام الهی را برای مقدمه سازی ظهور از منابع استخراج کنند و بعد اجرایی سازند؟
در مورد این نوشتهها فکر کنید. من در پستهای بعدی در این باره بیشتر با شما سخن خواهم گفت.
تبلیغات










