تبلیغات
محدث
پنجشنبه 4 آذر 1389

كدام یك، قانون بد یا بی قانونی؟!

پنجشنبه 4 آذر 1389

نوع مطلب :

به نام خدا

دوستان عزیز سلام؛

یكی از مسائلی كه همواره برای دانشجویان و اصولاً افرادی كه پای تحصیلات خود را از حیطه معلومات عمومی بیشتر می گذارند این است كه سعی می كنند با فلسفه و اصول معلوماتی كه از قبل فرا گرفته اند دست و پنجه نرم كنند.

چرا هایی را پاسخ دهند كه تا آن زمان بدان نپرداخته بودند. یكی از این مسائل كه دوستان قانونی ما با خود، می پندارند، این سوال است كه «بی قانونی بهتر است یا قانون بد؟؟؟»


ادامه بحث...

جمعه 28 آبان 1389

آیا وظایف رهبر محصور به اصل110 است؟

جمعه 28 آبان 1389

نوع مطلب :

 

 

به نام خدا

دوستان عزیز سلام علیكم

امشب با دوستان حقوق دانم كه در مورد وظایف و اختیارات رهبر صحبت می كردیم این بحث پیش آمد كه: «آیا وظایف و اختیارات رهبر همان است كه در قانون اساسی در ذیل اصل110 بیان شده است؟ یا اینكه رهبر اختیارات دیگری هم دارد؟»

تا آنكه در آنجا نتیجه گرفتیم كه «چون وظایفی كه در اصل 110 شمرده شده است حصری است و ظاهراً هم اختیارات دیگری برای وی در نص قانون نداریم، نتیجه می گیریم كه: خیر؛ رهبر در قانون اساسی اختیارات دیگری ندارد؛ و هیچ دلیلی ندارد برای رهبر(یا هر كس دیگر) بر خلاف قانون، اختیاراتی قائل شویم.»

نتیجه این جمله، این است كه اگر دیدیم رهبر در مسائلی غیر از آنچه كه در این اصل(یا نص دیگر قوانین) مرتكب شده است باید نتیجه بگیریم كه وی خلاف قانون اساسی عمل كرده است و بر همین اساس، صلاحیت رهبری مخدوش می شود! مثلاً اگر دیدیم كه نماز جمعه خطابه كرد یا رییس دفترش را نصب و عزل كرد می گوییم چون در اصل110 نیامده است خلاف قانون اساسی مرتكب شده است!

 

لبیك یا خامنه ای

 

البته این نتیجه ای بود كه در آن نشست دوستانه تا آن موقع گرفته شده بود.

بلافاصله كه به منزل آمدم و در مورد گفته ها و شنیده ها فكر كردم دیدم:

اگر چه اصل 110 وظایف و اختیاراتی را برای رهبر مشخص می كند، اما این وظایف نمی تواند حصری باشد.( یعنی اختیارات رهبر منحصر به همان موارد ذكر شده باشد.)

چرا؟

 می دانیم كه قانون اساسی جای ذكر موارد كلی و «اساسی» است و محل بیان ریز مسائل نیست. اصلاً شما كجا و كدام قانون اساسی را سراغ دارید كه ریز وظایف یك شخصیت را بیان كرده باشد؟

مثلاً تاكنون هیچ كس نشنیده ام كه بگوید: اختیارات رییس جمهور فرانسه همان است كه در اصول 8 تا 19 قانون اساسی فرانسه امده است و رییس جمهور فرانسه اختیاری غیر از آن ندارد![1] چرا كه اصلاً این وصله ها بر قامت رئسای جمهور و نخست وزیر سایر كشور ها نمی چسبد! هر چه هست از قامت ناساز بد اندام ماست!

هر چه بد قانونی و بی قانونی است از ما و قانون های ماست! آنهم از مراتب و درجات بالا!

حالا برخی از نظریه پردازان حقوقی می خواهند از این اصل نتیجه بگیرند: كه حالا چون برخی مسئولین(خدای نكرده به قانون اساسی عمل نمی كنند) پس ما هم نباید قانون را جدی بگیریم و ... .

اما پاسخ ما به صورت صریح و شفاف این است كه: اولاً اصل 110 حصری نیست؛ چرا كه فقط بیان كننده برخی از وظایف رهبر است. زیرا كه بر اساس قیاس قانونی(كه شما هم قبولش كرده اید) وظایف هیچ كس در قانون اساسی انحصاری نیست. مثلاً آیا وظایف رییس جمهور منحصر به همان مواردی است كه در قانون اساسی عنوان شده است؟ و مثلاً رییس جمهور نمی تواند در مجالس سخنرانی كند و اگر كرد خلاف قانون اساسی عمل كرده است؟ یا آنكه نمی تواند دیدار مردمی داشته باشد؟! یا نمی تواند سفرهای استانی رود؟!

 یا اینكه خیر؛ مواردی كه در قانون اساسی برای شخصیت های سیاسی و مذهبی عنوان شده است تنها برخی از اختیارات و وظایف ایشان را عنوان نموده است؟

ایا هنوز هم برخی از نویسندگان مانند آقای كدیور و ... می خواهند بگویند: اصل 110 حصری است؟

یك دلیل محكم حقوقی!

یكی از دلایلی كه ما برای اثبات عدم حصر اختیارات رهبر در قانون می آوریم به بیان ساده زیر است:

الف_ می دانیم كه بر اساس اصل 4 و 72 و از همه صریح تر اصل96 قانون اساسی جمهوری اسلامی هیچ مصوبه ای نمی تواند مغایر با موازین اسلامی و قانون اساسی باشد. و شورای نگهبان بر اجرای دقیق این اصول نظارت تام دارد. و از طرفی شورای نگهبان مفسر رسمی قانون اساسی است(خوب دقت كنید)

ب_ برخی از قوانین اختیارات خاصی را به ولی فقیه(یا به تعبیر قانونی و بیان دوست ما «رهبر») داده است. برای مثال: ‌ماده 8 قانون زمین شهری تصریح می كند:  كلیه اراضی بایر شهری كه صاحب مشخصی نداشته

 باشد در اختیار ولی فقیه می‌باشد.

نتیجه: از آنجا كه این دست از قوانین(مانند زمین شهری) به تصویب شورای نگهبان رسیده است چند نتیجه مهم می گیریم:

1_ شورای نگهبان این قانون را با قانون اساسی در تعارض ندانسته.

2_ شورای نگهبان وظایف بیشتری نسبت به اصل110 برای رهبر قائل است.(و الا باید قانون زمین شهری و بسیاری قوانین دیگر را مغایر قانون اساسی و اختیارات رهبر می دانست و آن را رد می كرد)

3_ مفسر قانونی قانون اساسی(كه شورای نگهبان باشد)، وظایف و اختیارات رهبر را محصور در موارد مذكور در اصل110 نمی داند!(چون اگر محصور در اصل110 می دانست باز هم باید مصوبه را مغایر قانون اساسی می شمرد و مصوبه را رد می كرد.)

_________________

نتیجه:

وظایف و اختیارات رهبر بیشتر از آن مواردی است كه در اصل110 قانون اساسی تصریح شده است.

و السلام

محمد زندی دلگشا



[1] اصل‏8
رییس‏ جمهور نخست‏ وزیر را تعیین‏ می‏ نماید و قبول‏ استعفای‏ نخست‏ وزیر نیز بر عهده‏ رییس‏ جمهور است‏. رییس‏ جمهور پس‏ از قبول‏ استعفای‏ نخست‏ وزیر، وزرا را عزل‏ می‏ نماید.
اصل‏9
ریاست‏ هیات‏ وزیران‏ با رییس‏ جمهور است‏.
اصل‏10
قوانین‏ پس‏ از تصویب‏ مجلس‏ ظرف‏ پانزده‏ روز از سوی‏ ریاست‏ جمهوری‏ به‏ دولت‏ ابلاغ‏ می‏ گردد. ریاست‏ جمهوری‏ می‏ تواند ظرف‏ مهلت‏ مذكور مجددا قانون‏ را به‏ مجلس‏ اعاده‏ و تقاضای‏ تجدید نظر در آن‏ را به‏ صورت‏ كلی‏ یا جزیی‏ بنماید. مجلسین‏ نمی‏ توانند از تقاضای‏ ریاست‏ جمهوری‏ استنكاف‏ نمایند.
اصل‏11
رییس‏ جمهور درطول‏ ایام‏ فعالیت‏ پارلمان‏، پس‏ از پیشنهاد دولت‏ و یا پس‏ از پیشنهاد مشترك‏ مجلسین‏ كه‏ در روزنامه‏ رسمی‏ نیز منتشر می‏ گردد می‏ تواند لوایحی‏ كه‏ مربوط به‏ قوای‏ حاكمه‏ می‏ شوند و یا لوایحی‏ كه‏ محتوای‏ آنها امور مربوط به‏ اتحادیه‏ می‏ باشد و یا هدف‏ آن‏ تصویب‏ معاهده‏ ایست‏ كه‏ هر چند مخالف‏ قانون‏ اساسی‏ نیست‏ ولی‏ ممكن‏ است‏ كه‏ بر روی‏ نظام‏ كشور اثراتی‏ داشته‏ باشد، را به‏ همه‏ پرسی‏ عمومی‏ بگذارد. زمانی‏ كه‏ لوایح‏ مذكور از طریق‏ همه‏ پرسی‏ مورد تایید قرار گرفت‏ رییس‏ جمهور، در مدت‏ زمان‏ تعیین‏ شده‏ در موارد فوق‏ آن‏ را امضا خواهد نمود.
اصل‏12
رییس‏ جمهور می‏ تواند پس‏ از مشورت‏ با نخست‏ وزیر و رئسای‏ مجلسین‏ مجلس‏ شورای‏ ملی‏ را منحل‏ نماید، در این‏ صورت‏ انتخابات‏ ظرف‏ مدت‏ حداقل‏ 20 روز و حداكثر 40 روز بعد از تاریخ‏ انحلال‏ انجام‏ خواهد شد مجلس‏ شورای‏ ملی‏ در دومین‏ پنجشنبه‏ بعد از انتخابات‏ رسما تشكیل‏ می‏ گردد. چنانچه‏ این‏ جلسه‏ خارج‏ از ایام‏ فعالیت‏ معمولی‏ مجلس‏ تشكیل‏ بشود، در این‏ صورت‏ یك‏ دوره‏ فعالیت‏ خارج‏ از معمول‏ برای‏ مدت‏ پانزده‏ روز شروع‏ می‏ شود. انحلال‏ مجدد مجلس‏ در همان‏ سال‏ مجاز نمی‏ باشد.
اصل‏13
رییس‏ جمهور تصویب‏ نامه‏ ها و آیین‏ نامه‏ های‏ صادره‏ از طرف‏ هیات‏ دولت‏ را امضا می‏ نماید. وی‏ مقامات‏ لشكری‏ و كشوری‏ را منصوب‏ می‏ نماید. تصدی‏ مشاغل‏ و اعطای‏ نشانهای‏ زیر در هیات‏ دولت‏ تصویب‏ می‏ شود: مشاوران‏ دولت‏، نشان‏ شانسولیه‏ لژیون‏ دونور، سفرا، ماموریتهای‏ فو ق‏ العاده‏ مشاوران‏ در دیوان‏ محاسبات‏، فرمانداران‏، نمایندگان‏ دولت‏ در كشورهای‏ ماورا بحار، افسران‏ و رئسای‏ فرهنگستان‏ و رئسای‏ ادارات‏ مركزی‏. تصدی‏ سایر مقاماتی‏ كه‏ می‏ باید در اختیار هیات‏ دولت‏ باشد و همچنین‏ شرایط تفویض‏ اختیارات‏ رییس‏ جمهور به‏ هیات‏ دولت‏ توسط قانون‏ خاصی‏ معین‏ می‏ شود.
اصل‏14
اعطای‏ استوارنامه‏ سفرا و فرستادگان‏ ویژه‏ به‏ دولتهای‏ خارجی‏ توسط رییس‏ جمهور انجام‏ می‏ گیرد. همچنین‏ ریاست‏ جمهوری‏ استوارنامه‏ سفرا و فرستادگان‏ ویژه‏ خارجی‏ به‏ كشور را می‏ پذیرد.
اصل‏15
فرماندهی‏ كل‏ قوا و ریاست‏ شوراها و كمیته‏ های‏ عالی‏ دفاع‏ ملی‏ با رییس‏ جمهور می‏ باشد.
اصل‏16
هر گاه‏ نهادهای‏ جمهوری‏، استقلال‏ ملی‏، تمامیت‏ ارضی‏، و یا اجرا تعهدات‏ بین‏ المللی‏ در موارد مهم‏ و اضطراری‏ در معرض‏ مخاطره‏ قرار گیرند و روند عادی‏ و قوای‏ حاكمه‏ مختل‏ گردد، رییس‏ جمهور تصمیمات‏ مقتضی‏ را پس‏ از مشورت‏ رسمی‏ با نخست‏ وزیر و رئسای‏ مجلسین‏ و رییس‏ شورای‏ نگهبان‏ قانون‏ اساسی‏ اتخاذ می‏ نماید. رییس‏ جمهور از طریق‏ اعلامیه‏ مردم‏ را در جریان‏ امور قرار می‏ دهد. این‏ تصمیمات‏ می‏ باید به‏ گونه‏ ای‏ باشد كه‏ قوای‏ حاكمه‏ بتواند در كوتاه‏ ترین‏ زمان‏ وظایف‏ محوله‏ را در مجرای‏ طبیعی‏ خود انجام‏ دهند. شورای‏ نگهبان‏ قانون‏ اساسی‏ در این‏ خصوص‏ مورد مشورت‏ قرار خواهد گرفت‏. در چنین‏ موقعیتی‏ مجلسین‏ مكلف‏ به‏ تشكیل‏ جلسه‏ می‏ باشند. مجلس‏ شورای‏ ملی‏ را نمی‏ توان‏ در زمان‏ اعمال‏ اختیارات‏ فو ق‏ العاده‏ مذكور در این‏ ماده‏ منحل‏ نمود.
اصل‏17
رییس‏ جمهور دارای‏ حق‏ عفو می‏ باشد.




سه شنبه 18 آبان 1389

اعتبار و حجیت اقرار ضمنی

سه شنبه 18 آبان 1389

نوع مطلب :

به نام خدا

دوستان عزیز سلام

اگر كمی با تاخیر وبلاگ را به روز می‌كنم عذر می‌خواهم.

دیروز با یكی از دوستان عزیزم كه در حال صحبت بودیم به مناسبت بحث از « ادله حجیت اقرار ضمنی » به میان آمد.

سخن در آن بود كه فرضاً كه «اقرار صریح» حجت باشد و بر اساس ادله دیگر مانند احادیث معتبر برای ما ثابت شود كه «اقرار صریح» حجت است. مثلاً بر اساس این عبارت شریف:

«مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی كِتَابِ صِفَاتِ الشِّیعَةِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ (عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْعَطَّارِ) عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْمُؤْمِنُ أَصْدَقُ عَلَى نَفْسِهِ مِنْ سَبْعِینَ مُؤْمِناً عَلَیْهِ‏»[1]

و ما بر این اساس نتیجه بگیریم كه: «اقرار العقلا علی انفسهم جایز». خب در این صورت و بر اساس آن عبارت منقول از امام صادق(ع) تنها حجیت اعتبار «اقرار صریح» برای ما معلوم می‌شود. اما زمانی كه «مومن» دقت نظر برای سخنان «غیر صریح» خود ندارد نمی توان بر اساس عبارت وسائل الشیعه این اعتبار را برای «اقرار ضمنی» قائل شد!.

با این مقدمه به سراغ ادله اثبات اعتبار «اقرار ضمنی» می‌رویم تا ببینیم آیا می‌توان برای «اقرار ضمنی» هم حجیتی قائل شد و اگر می‌توان این حجیت و اعتبار در چه حد است؟

بعد از این مقدمه حالا بجاست كه كمی در مورد «اقرار صریح» و ضمنی سخن بگویم تا مطلب برای ما بیشتر مشخص گردد.

اقرار صریح:

«اقرار صریح» یعنی شخص عاقلی علیه خودش در مورد حقی به نفع دیگران به صراحت، اعتراف كند.

یعنی یك شخص عاقل(غیر مجنون) بگوید: «من یك میلیون تومان به زید بدهكار هستم». به زبان ساده می‌گویند: فلانی به نفع زید اقرار به یك میلیون تومان بدهی كرده است. یا قاتل بگوید: «مقتول را من كشتم»[2]. این می‌شود اقرار صریح.

اقرار ضمنی:

«اقرار ضمنی» آن است كه در بطن یك مدعای قطعی(كه این مدعا معمولاً با «اقرار صریح» اثبات می‌شود) موادی قطعی وجود دارد كه آن مواد در محكمه به شكل «اقرار ضمنی» ثابت می‌گردد.

اجازه دهید مثالی بزنیم:

اگر قاتل بگوید: «مقتول را با سلاح گرم كشتم»،و در مورد چگونگی این قتل سخن دیگری مطرح نكند یا اصلاً از سخن گفتن امتناع كند، به راحتی معلوم می‌شود كه گلوله آن سلاح را هم در اختیار داشته است.(و در این صورت احتمال خطا و صدفه كم می‌شود)(كه مثلاً در این مساله احكام قتل عمد جاری می‌شود).

 یا مثلاً اگر بدهكار به قاضی بگوید: «مبلغ یك میلیون را به طلبكار داده ام» معلوم می‌شود وی قائل به اصل بدهی بوده است كه حالا بیان می‌كند مقداری از آن را پرداخت كرده!

برداشت خصم از این جمله كه «مقتول را با سلاح گرم كشتم» و «یك میلیون از بدهی را پرداخت كردم» می‌شود «اقرار ضمنی» به استفاده از گلوله و «اقرار ضمنی» به اصل بدهی.

ادله حجیت و اعتبار اقرار ضمنی

حدیث:

ما و البته دوست ما حجیت «اقرار صریح» را بر اساس همان عبارت شریف مفروض گرفته ایم. و حالا كه ان حجیت را پذیرفتیم باید در آن خصوص عرض كنم كه:

بر اساس آن عبارت اقرار مومن علیه خودش بر گواهی هفتاد گواه ارجحیت دارد.

حال كه اینطور است چرا حجیت «اقرار ضمنی» را از همان مومن صادق نپذیریم و انكار كنیم؟

در واقع چه دلیلی دارد بگوییم:«یك مومن زمانی راست می‌گوید كه بخواهد صریحاً اقرار كند و اگر مومن در جایی نخواست صراحتاً به امری اقرار كند اصدق از هفتاد نفر نیست و حرفش اعتبار ندارد»؟ خب اگر مومن، مومن است و اقرار او حجت، لاجَرَم اقاریر ضمنی وی هم حجت و معتبر است.

دلیل دیگری كه در این پست با شما در میان می‌گذارم مفهوم مخالف است.

مفهوم مخالف:

قبل از اینكه در این خصوص وارد بحث اصلی خودم بشوم از افرادی كه دوست دارند این بحث برایشان یا اوری شود خواهش می‌كنم نگاهی به مطالب پیش آموخته خود در این رابطه در كتب اصولی یا در پایگاههای اینترنتی معتبر در همین بحث بیاندازند.

اما چگونه می‌توان از مفهوم مخالف استفاده كرد و حجیت «اقرار ضمنی» را ثابت نمود؟

پرونده كیفری زیر را در نظر بگیرید:

در این پرونده قبلاً ثابت شده است كه زید یكی از دو مقتول زن یا مرد را كشته. اما بازپرس نمی داند كه قاتل بابك را كشته یا زینب را.

حال كه امر قتل، قطعاً منتسب به زید است و این انتساب ثابت شده است؛ زید اقرار می‌كند كه زینب را نكشته است یا مثلاً می‌گوید: «شخصی كه من در تاریكی كشتم مو داشت»(و بازپرس می‌داند كه بابك كچل است و مو نداشته). در این صورت كه قاتل گفته است «من كچل را نكشتم» این مفهوم بر می‌آید كه زن(زینب) را وی كشته است.

در این مثال اگر چه قاتل به قتل زن اقرار نكرده است، اما از «مفهوم مخالف» جمله: «من كچل را نكشتم» و از اینكه قبلاً ثابت شده یكی از این دو نفر را وی كشته برمی آید كه او زن را كشته است و باید مثلاً دیه زن را بدهد(كه نصف دیه مرد است). و حال آنكه قاتل هیچ اقرار صریحی به قتل زن نكرده است.(اقرار ضمنی)

پس در موارد مشابه به همان ادله‌ای كه حجیت و اعتبار «مفهوم مخالف» را پذیرفته‌ایم باید حجیت و اعتبار «اقرار ضمنی» را هم بپذیریم.

برهان لمی:

در فلسفه ثابت شده است كه «هر پدیده‌ای در عالم علتی» دارد. همانجا ثابت شده است كه «هر علتی هم معلولی دارد». حال اگر ما برای اثبات رخ دادن قتل بالا بیاییم و بگوییم كه: چون قاتل تنها اسلحه گرم همراه داشته، می‌توانیم از این «اقرار صریح» نسبت به حمل سلاح گرم و سرد، به راحتی نتیجه بگیریم كه سلاح گرم حتما گلوله نیاز دارد و زن با گلوله كشته شده است. در این مثال  قاتل هیچ اقرار صریحی نسبت به قتل زن یا مرد نكرده است. اما ما می‌توانیم از معلول(قتل زن با گلوله) به راحتی دریابیم كه وی به شكل ضمنی به قتل زن اقرار كرده است. و الا نمی بایستی زن با گلوله كشته می‌شد.

در این مثال از معلول پی به علت برده ایم، یعنی از كشته شدن زن با سلاح گرم پی به قاتل بودن زید برده ایم .این روش در منطق به «برهان لمی» معروف است. در این خصوص ادله فراوان دیگر هم هست كه در پست های بعدی مطالبی را در مورد اعتبار این نوع اقرار و میزان و درجه «اقرار ضمنی» با شما در میان خواهم گذاشت.

منتظر نظرات و ایده های شما عزیزان هستم.

محمد زندی‌دلگشا



[1]  وسائل الشیعه، ج23، ص184، ح: 29341؛ البته در مورد این عبارت سخنانی باید گفت مثلاً اینكه اولاً عبارت مذكور به جهت وجود افراد مجهولی از نظر دسته بندی احادیث در رده احادیث«ضعیف» می‌گنجد و ثانیاً  دارای «ارسال» است كه اگر این ارسال در حدیث هم مرتفع شود باز دارای روات مجهول است و از همه مهمتر با انكه وسایل الشیعه كتابی است كه از كتب اربعه نقل می‌كند اما این عبارت را در هیچ یك از كتب معتبر فقهی از جمله كتب اربعه ندیدیم! اما در این مقاله صرفاً از نظر حقوقی مساله را پی می‌گیریم.

[2] البته این نوع اقاریر با شرایطی ثابت می‌گردد كه ما در این مقاله در پی بیان شرایط اقرار نیستیم و ان شرایط را مفروض می‌گیریم. همچنین دانشمندان حقوقی تفاوت های ظریفی بین اقرار حقوقی و جزایی(كیفری) قائل شده ایند كه بحث در این خصوص را هم به فرصت دیگری محول می‌كنیم.




دوشنبه 22 شهریور 1389

پیام مهم ولی‌امر مسلمین جهان درپی اهانت نفرت‌انگیز به قرآن شریف در آمریكا

دوشنبه 22 شهریور 1389

نوع مطلب :

بنا بر نقل مستقیم از سایت ایشان:

در پی اهانت نفرت‌انگیز به قرآن شریف در آمریكا، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی به ملت ایران و امت بزرگ اسلام، حلقه‌های صهیونیستی درون دولت آمریكا را طراحان اصلی این توطئه مشمئزكننده خواندند و با تشریح اهداف پشت پرده كینه‌توزیهای صهیونیست‌ها نسبت به اسلام و قرآن تأكید كردند: دولت آمریكا برای اثبات ادعای خود درباره دخالت نداشتن در این توطئه، باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را به گونه‌ای شایسته به مجازات برساند.
متن پیام ولی امر مسلمین جهان به این شرح است:

 

 



بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحكیم: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ1
ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!

اهانت جنون‌آمیز و نفرت‌انگیز و مُشمئزكننده به قرآن مجید در كشور آمریكا كه در سایه‌ی امنیت پلیسی آن كشور اتفاق افتاد، حادثه‌ی تلخ و بزرگی است كه نمی‌توان آن را تنها در حدّ یك حركت ابلهانه از سوی چند عنصر بی‌ارزش و مزدور به حساب آورد. این یك اقدام محاسبه‌شده از سوی مراكزی است كه از سال‌ها پیش به این طرف، سیاست اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی را در دستور كار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته‌اند. این حلقه‌ی دیگری از زنجیره‌ی ننگینی است كه با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حركت كاریكاتوریست خبیث دانماركی و ده‌ها فیلم ضد اسلام ساخته‌شده در هالیوود ادامه یافت و اكنون به این نمایش نفرت‌انگیز رسیده است. پشت صحنه‌ی این حركات شرارت‌بار چیست و كیست؟

مطالعه‌ی این روند شرارت كه در این سال‌ها با عملیات جنایت‌بار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاكستان همراه بود، تردیدی باقی نمی‌گذارد كه طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فكرهای صهیونیستی است كه از بیشترین نفوذ بر دولت آمریكا و سازمان‌های امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولت‌های اروپائی برخوردارند. اینها همان كسانی‌اند كه پژوهش‌های حقیقت‌یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برج‌ها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه می‌كنند. آن ماجرا بهانه‌ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس‌جمهور جنایت‌كار وقت آمریكا داد و او اِعلان جنگ صلیبی كرد و همان شخص بنابر گزارش‌ها، دیروز اعلام كرده است كه این جنگ صلیبی با ورود كلیسا به صحنه، كامل شد.

هدف از اقدام نفرت‌انگیز اخیر آن است كه از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه‌ی مسیحی به سطوح همگانی مردم كشیده شود و با دخالت كلیسا و كشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه‌ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملت‌های مسلمان را كه از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه‌دار می‌شوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.

این اقدام كینه‌توزانه، نه آغاز یك جریان، بلكه یك مرحله از روند طولانی مدتِ اسلام‌ستیزی به سركردگی صهیونیسم و رژیم آمریكا است. اینك همه‌ی سران استكبار و ائمة‌الكفر در برابر اسلام قرار گرفته‌اند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن كتاب رحمت و حِكمت و عدالت است؛ وظیفه‌ی همه‌ی آزادی‌خواهان جهان و همه‌ی ادیان ابراهیمی است كه در كنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام‌ستیزی با این شیوه‌های نفرت‌بار مقابله كنند. سران رژیم آمریكا نمی‌توانند با سخنان فریبنده و میان‌تهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیده‌ی زشت تبرئه كنند. سال‌هاست كه مقدسات و همه‌ی حقوق و حرمت میلیون‌ها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاكستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار كشته، ده‌ها هزار زن و مرد اسیر و زیر شكنجه، هزاران كودك و زن ربوده‌شده و میلیون‌ها معلول و آواره و بی‌خانمان، قربانی چه چیزی شده‌اند؟ و با همه‌ی این مظلومیت‌ها، چرا در رسانه‌های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود می‌كنند؟ چه كسی باور می‌كند كه این توطئه‌ی گسترده بدون كمك و دخالت حلقه‌های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریكا ممكن و عملی است؟!

برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!

لازم می‌دانم این چند نكته را به همه متذكر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان می‌دهد كه آنچه امروز آماج حمله‌ی نظام استكبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستكبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استكبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنكس كه بدان پایبند است و هر آنچه نشانه‌ی مسلمانی است دشمن‌اند.

ثانیاً: این سلسله‌ی كینه‌توزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است كه از چند دهه پیش تاكنون نور اسلام از همیشه تابنده‌تر و نفوذ آن در دل‌ها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است كه اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملت‌های مسلمان اراده كرده‌اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستكبران را پاره كنند. حادثه‌ی اهانت به قرآن و پیامبر  عظیم‌الشأن صلی‌الله‌علیه‌وآله، با همه‌ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پرفروغ قرآن روزبه‌روز بلندتر و درخشنده‌تر خواهد شد.

ثالثاً: همه باید بدانیم كه حادثه‌ی اخیر ربطی به كلیسا و مسیحیت ندارد و حركات عروسكی چند كشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی، خواسته‌ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه‌وار است و درس قرآن به ما، در نقطه‌ی مقابل آن قرار دارد.

و رابعاً: طرف مطالبه‌ی همه‌ی مسلمانان، امروز دولت آمریكا و سیاست‌مدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را كه دل یك و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده‌اند، به گونه‌ئی شایسته به مجازات برسانند.

و السلام علی عبادالله الصالحین
سیّدعلی خامنه‌ای
22/شهریور/1389

1. الحجر، آیه 9: بی‌تردید ما این قرآن را به تدریج نازل كرده‌ایم و قطعا نگهبان آن خواهیم بود.




پنجشنبه 18 شهریور 1389

بار دیگر "جای خالی امام عزیز"

پنجشنبه 18 شهریور 1389

نوع مطلب :

باسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون

چندی قبل یك كشیش آمریكایی صهیونیستی(و نه مسیحی) اعلام كرده بود به مناسبت فرار رسیدن 11 سبتامبر قادام به اتش زندن قران در سراسر دنیا كنید.

او اعلام كرده بود كه مسلمانان و كتابشان قران مقصر حادثه 11 سبتامبر هستند و ... .

در اینحا اصلاً بنا ندارم به مساله 11 سبتامبر بپردازم و بگویم از دید من چه كس یا كسانی مقصرند و ... تنا می خواهم در مورد این اقدام شنیع تری جونز چند كلمه ای بنویسم. چه كنم كه اگر ننویسم مسئولم.

عزیزان در مطلبی برخی درد های خود را در مورد اقدامات ناشایست گروههایی كه خود را انقلابی می دانند در راهپیمایی های خود علیه امام حسین (ع) و ارزش ها اقدام می نمایند و از ان عجیب تر اقدام تعجب آور و سكوت برخی مسئولین نوشتم.

در انجا سخنی از امام بزرگوار ملت حضرت روح الله الموسوی(ره) را در مورد سلمان رشدی و سخنان وی در مورد مقدسات آوردم.

 

حضرت امام عزتمند و مقتدر روح الله الموسوی الخمینی

 

اكنون كه نظام ما قدرتمند تر از گذشته است و باید بیشتر جلوی اینگونه تعرضات كه نسبت به ارزش ها و مادر ارزشها (قران الكریم) گرفته شود متاسفانه شاهد كوتاهی و سكوت معنا دار و بی معنای مسئولین جمهوری اسلامی در مورد این اقدام شنیع تری جونز هستیم.

اری...

اگر دیروز حكم ارتداد آنكس كه به پیامبر توهین كرد و آنان كه در دانمارك فیلم ها و كاریكاتور های پیامبر عظیم الشأن اسلام را ساختند صادر می شد و این همه مسامحه با آنان نمی شد و اهانت كنندگان به دین اسلام به سزای اعمال خود می رسیدند امروز یك كشیش صهیون نمی توانست علناً بزرگترین ارزش بیش از یك میلیارد مسلمان را به ادعای خودش آتش بزند.

این همه مسامحه كاری و سكوت برای چیست؟

دیگر باید چه كنند كه رگ غیرت ما بلند شود؟

فعالان حقوق بشر نمی خواهند نه به واسطه اسلام، نه! بلكه به خاطر عقاید جمعیت بیش از یك میلیارد مسلمان اقدامی یا بیانیه ای (هر چند خشك) در اینباره اقدام كنند؟

بگو كه این بار هم معلوم شد جمعیت حقوق بشر و امثال ذلك دروغی بیش برای تربیت افرادی كه در جاهای مختلف برای اهداف بلند و كوتاه غربی ها فعالیت كنند نیست.

آنان نمی دانند یا نمی فهمند كه قرآن÷تی ظاهرش هم) مهم است؛ قران یعنی همه آزمان های انسانی.

به دیگر سخن اگر تمام ارمان های انسانی از صدر خلقت تا ذیل خلقت را بخواهیم یكجا و به چشم سر ببینیم باید قرآن را ببینیم.

اشتباه است اگر كسی بگوید نباید این مساله توی بوق! كرد.

چرا كه متاسفانه امروز این مساله توی بوق شده و الا من و شما از آن بی اطلاع می بودیم!

آنچه توی بوق نمی شود دفاع من و شمای مسلمان از كتاب اسمانی است كه در بوق نشده است.

نمی دانم چرا بسیاری از رهبران مسلمان كه همه چیز خود را از قران دارند و بسیاری از مسئولین جمهوری اسلامی حتی یك جمله هم در این باره در خطبه های عید فطر خود(حتی در بخش دعای اخر خطبه!) و بیانیه های سیاسی خود مطرح نكردند؟

شاید می گویید كه تری جونز كه مسلمان نبود كه حالا بخواهد مرتد شود!؟ كشیش مسیحی است و بر اساس نظر خود مساله ای را عنوان كرده است.

این حرف از حرف های عجیب این روزگار است كه متاسفانه زیاد شنیده می شود.

توجه شما را برای بار دیگر در اینجا به پیام ولایی و تاریخی امام خمینی در مورد سلمان رشدی مرتد جلب می كنم كه حضرت امام فرمودند نه تنها سلمان رشدی كه نگارنده كتاب شیطانی بود بلكه ناشرین و مطلعین هم همان حكم سلمان رشدی را دارند. و چندی بعد هم مترجم ژاپنی كتاب شیطانی وی به اسفل السافلین فرستاده شد.

متن پیام امام بدین شرح است:

مكان: جماران، بیت امام خمینی.

بسمه تعالی 

انا لله و انا الیه راجعون

به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانم مؤلف کتاب «آیات شطانی‌» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاَ آن‌ها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس که در این راه کشته شود، شهید است ان شاء الله. ضمناَ اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته

روح الله الموسوی الخمینی (صحیفه نور ج21)

راستی حقوق بشر ساكت است چون تربیت شده امریكا هستند.

حوزوات علمیه چرا ساكتند؟!؟!

بسیاری از علمای مكتب اهل بیت چرا...؟

 

 




  • کل صفحات: 9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...